| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
تعطیلی !!
در این وبلاگ دیگه چیزی نوشته نمی شه
اما به دلایلی ـ مثلا تجدید یه سری از خاطرات ـ این وبلاگ رو حذف نمی کنم . خلاصه اینکه اینجا پلمپه ... بیخودی سر نزنید !!! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در چهارشنبه 1387/03/15 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |
حالا دیگه ما
۴/۳ ی هستیم !!!!!!!! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در دوشنبه 1386/07/23 و ساعت 5:15 بعد از ظهر |
آغازي براي "اينگونه نوشتن"
آغاز می کنم . نوشتن را آغاز می کنم . یعنی ، "اينگونه نوشتن" را آغاز مي كنم !
مي نويسم . مي نويسم تا شايد اين گواهي باشد بر احساسات و افكارم . چه در حال و چه در آينده . "اينگونه مي نويسم." اينگونه نوشتن چيست ؟ هيچ . جز بيان صريح و بي پرده ي افكار ،احساسات ، اعتقادات و انديشه هايم . چرا حالا ؟ پاسخ اين پرسش را خود نيز نمي دانم ! نمي دانم چرا تا قبل از اين نيازم را به اينگونه نوشتن حس نكرده بودم . مي نويسم . بدون اينكه مخاطب خاصي را هدف قرار دهم . البته اينگونه نوشتن را شايد فقط اطرافيانم بفهمند ! چون احتمال وجود نكته هايي مبهم ،بسيار است ! پ.ن : همانطور كه در عكاسي ، حس خواصي در عكاس است كه چگونه عكس گرفتن را تعيين مي كند ، در نوشتن نيز احساس به خصوصي در نويسنده پيداست ، كه چگونه نوشتن را معين ميكند ! پس همانطور كه ما حق نداريم عكاس را به خاطر چگونگي عكس گرفتنش متهم كنيم ، نمي تونيم از نويسنده اي به خاطر چگونگي نوشتنش ايراد بگيريم ! من هم به اين دليل كه اينگونه نوشتن را راهي بهتر براي بيان احساساتم يافتم ،اينگونه مي نويسم ! (پس كسي حق اعتراض نخواهد داشت !!) |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در پنجشنبه 1386/04/28 و ساعت 11:18 قبل از ظهر |
اگر یک با یک برابر بود ...
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بودو دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بين خود تقسيم می کردند وان يکی در گوشه ای جوانان را ورق می زد برای اينکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پايان تساوی های جبری را نشان می داد با خطی خوانا بر روی تخته ای که از ظلمتی تاريک غمگين بود تساوی را چنين نوشت:يک با يک برابر است. از ميان جمع شاگردان يکی برخاست هميشه يک نفر بايد برخيزد به آرامی سخن سر داد تساوی اشتباهی فاحش و محض است. نگاه بچه ها ناگاه به يک سو خيره گشت و معلم مات بر جا ماند. و او پرسيد:اگر يک انسان واحد يک بود٬ آيا باز هم يک با يک برابر بود؟ سکوت مدهشی بود و سوالی سخت. معلم خشمگين فرياد زد:آری برابر بود. و پسر با پوزخندی گفت: اگر يک انسان واحد يک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و فاقد زر داشت پايين. اگر يک انسان واحد يک بود آنکه صورت نقره گون٬چون مه می داشت بالا بود و آن سيه چرده که می ناليد پايين. اگر يک انسان واحد يک بود اين تساوی زير و رو می شد. حال می پرسم:يک اگر با يک برابر بود نان و مال مفتخواران از کجا آماده می گرديد؟ يا چه کسی ديوار چين ها را بنا می کرد؟ يک اگر با يک برابر بود پس که پشتش زير بار فقر خم می شد؟ يا که زير ضربت شلاق له می گشت؟ پس اگر يک با يک برابر بود پس چه کسی آزادگان را در قفس می کرد؟ معلم ناله آسا گفت: بچه ها در جزوه های خويش بنويسيد: يک با يک برابر نيست... |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در سه شنبه 1386/04/05 و ساعت 11:50 قبل از ظهر |
خبر خبر رصد
خودم برنامه ي نزديكترين رصد آي دي اس اس رو گير آوردم :
۲۸ و ۲۹ خرداد ، طالقان ، مهلت ثبت نام تا ۵شنبه ۲۴ خرداد ساعت ۱ منتظر دوستان تو اين رصد هستم راستی ، اين روز (ببخشيد شب !) روز فوق العاده اي است ! در طي شب تمام سيارات را خواهيم ديد و ماه هم كه هلال ناچيزي بيش نيست ! بريم و لذت ببريم !! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در یکشنبه 1386/03/20 و ساعت 12:56 بعد از ظهر |
يك حرف اساسی و ... رصد !
"من چه نوع تغییری رو (در دنیا) ایجاد کردم؟ به همین زودی ها من خواهم مرد. ممکنه ۴0 سال دیگه ممکنه همین فردا. مهم نیست. وقتی که من بمیرم، و هرکسی هم که من رو میشناخته بمیره، مثل این می مونه که من اصلاً هیچ وقت وجود نداشتم. زندگی من چه تغییری رو در دیگران ایجاد کرده؟ چه چیزی در دنیا به خاطر من بهتر شده؟ " این ها رو توی اين وبلاگ دیدم . به نظرم جالب اومد . حق با اونه .. واقعا که چی ؟... تا وقتی که تاثیری بر زندگی دیگران نذاشته باشم بودنم چه سودی داره ؟... راستی ، مي خوام ببينم نزديكترين رصد آي دي اس اس بعد امتحانات كيه ؟ هرچي مي زنگم يا جواب نمي دن يا مي گن اشتباه گرفتين ، به هر حال هركي خبردار شد به من هم بگه . هر كي هم مي خواد بياد بگه تا من ذوق كنم كه بقيه هم هستن هميشه دلاتون آسموني باشه |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در شنبه 1386/03/19 و ساعت 12:42 بعد از ظهر |
یه وبلاگ پر طرفدار
ستاره ي خاموش یه وبلاگیه که جدیدا افتاده تو بورس و به قول خودش جامعه ی نجومی رو نقد می کنه .
بعضی حرفاش حق اند اما بعضی های دیگه ... برای مثال یه نگاهی به پست چهارمش بیاندازید یا پست یکی مونده به آخر (ماراتن مسیه) ... !!! چی بگم والا ؟!!! خیلی ها رو سردرگم کرده البته قبل از قضاوت در مورد حرفاش ، توجه كنيد كه مواظب باشيد بر اساس بت سازي قضاوت نكنيد . يعني به اين اهميت ندين كه يكي تا حالا براتون بت بوده بخونيدش و در موردش فكر كنيد . واقعا حق با كيه ؟ |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در دوشنبه 1386/03/14 و ساعت 11:44 قبل از ظهر |
آزار و اذیت !!!!!!!!!!!
اولا كه روز معلم بر همه ي معلم ها مبارك دوما اين كه يه ماجراي جالب امروز پيش اومد : مقدمه : ما چهارشنبه ها تو مدرسمون انجمن داریم . هر کی انجمنش رو انتخاب می کنه ! يكي از پروژه هاي انجمن فیزیک ، پروژه هاي بين المللي اند. يكي از اين پروژه ها پروژه ي N.D.Y.Sاست . براي اين پروژه ، بايد در آخر همراه معلم راهنماشان به ژاپن بروند تا در جشنواره ي اين پروژه شركت كنند . پس معلم فيزيك هم با آن ها مي رود!!! اصل ماجرا : ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در چهارشنبه 1386/02/12 و ساعت 6:36 بعد از ظهر |
يه آپ سرسري !!!!
این چند وقته سرم خیلی شلوغ بود . یعنی فعلا هم هست . چرا ؟ خوب معلومه !! علاوه بر درس و مشق، ۱ هفته كه در گير آزمون جامع بودم .بيش از ۱ هفته ي بعد هم كه در گير روز نجوم بودم . روز نجوم كه تموم شد درگير همايش بودم . اين هفته هم كه در گير مسابقه ي فلكي-نجومي ام ! بعضي وقتي مي مونم كه چه طور بايد به همه ي كارهام برسم ؟!!!
داشتم مطالب وبلاگم رو مي خوندم . ديدم خيلي يكنواخت و بي محتوان !!! راستي يه سوال از نجومي ها : اگه خبر داريد جايي مي خواد رصد بزاره حتماً حتماً به من بگيد . آخه مهدي ديگه مرحله ي اول و دوم المپياد را داده بنابرين مادرم اجازه مي ده برم رصد !!!! خيلي وقته رصد نرفتم . دلم خيلي براي آسمان تنگ شده ! همواره پيروز باشيد و سلامت ، و البته وطن پرست ! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در دوشنبه 1386/02/10 و ساعت 6:19 بعد از ظهر |
تغییر داریم تا تغییر !!!
تو پست قبلي در مورد تغيير گفتم و مزاياي اون . اما خب هر تغييري هم كه خوب نيست !!
مثلا دوستم نسيم (خوشحال مي شم اين پست رو ببينه!) دختر خيلي خوبي بود ولي از وقتي با دوستاي جديدش آشنا شده ، زير و رو شده و در واقع تغييرل كرده . اما در جهت منفي ! حالا اگه ببينيدش نمي تونيد باور كنيد اين همون نسيم قبلي است !! دلم نمي خواد اون اينجوري باشه ، مي خوام كمكش كنم ! اما نمي دونم چه جوري ! چون مي دونم كه۹ حرف منو جدي نمي گيره و گوش نمي كنه ! چي كار كنم كه بهش كمك كرده باشم ؟! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در چهارشنبه 1386/01/22 و ساعت 3:40 بعد از ظهر |
نمی خواید بهترین باشید ؟!!!
من تغییر کردم . خودم هم می دانم . اما به نظر خودم این تغییرات در جهت مثبت بوده است .
چه شد که به فکر تغییر افتادم ؟ هیچ . فقط دیدم آن طور که می خواهم نیستم !! نگاهی به خودتان بیاندازید : آیا از آنچه هستید رضایت دارید ؟ اگر دارید که خوش به حالتان و اگر ندارید سعی کنید تغییر کنید . یادتان باشد که فقط خودتان می توانید آینده تان را تعیین کنید. فراموش نکنید که شما می توانید . می توانید بهترین باشید !! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در دوشنبه 1386/01/20 و ساعت 7:30 بعد از ظهر |
راستی یادم رفت بگم :عیدتون مبارک !!
|+| نوشته شده توسط زهرا (م) در دوشنبه 1386/01/20 و ساعت 7:24 بعد از ظهر |
ببخشید که دیر شد !!
سلام . ببخشید که اینقدر دیر شد . آ خه اول دپرشن و بعد هم قطعی اینترنت . خوب معلومه آدم نمی تونه آپ کنه !!حالا که اینقدر گذشته و آپ نکردم می خوام همه ی چیزایی رو که نتونستم تو این مدت بنویسم حالا بنویسم .
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در دوشنبه 1386/01/20 و ساعت 11:6 قبل از ظهر |
دوباره سلام بعد از ... !!
خیلی وقته آپ نکردم . می دونم اما آخه درگیر بودم .
اول محرم بعد مسابقه های دهه ی فجر تازه یه مدت هم هست که حوصله ی هیچ چیز رو ندارم . یه جورایی احساس پوچی می کنم از همه چیز فاصله گرفتم و هیچ چیز برام جذابیتی ندارد حتی فیزیک و هندسه و نجوم و فلسفه و البته می دونم که برای هیچ چیز اون طور که باید تلاش نمی کنم و نمی تونم بکنم . اصلا از همه چیز خسته شدم . یکی کمکم کنه !! |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در شنبه 1385/11/28 و ساعت 5:48 بعد از ظهر |
مذهب ، سوژه ای برای خنده ؟!!!!
خب راستش بچه های مدرسه ی ما مذهبی نیستند . اما با این همه تبلیغ رادیو و تلوزیون و این همه تکیه و نذری و ... به هر حال اون ها هم تو حال و هوای محرّم اند .
اما حرف من این نیست . من نمی فهمم چرا این ها موضوعات مذهبی رو به مسخره می گیرند ؟ اصلا حالم خوب نیست . الان داریم می رویم سفر . زنجان . هرسال برای تاسوعا و عاشورا می رویم همونجا . فامیل های پدرم همه اونجان . بعدا در مورد سفر و اونجا بیشتر می گم . راستی اونجا اینترنت نیست . نمی تونم آپ کنم . ایام به کام ـ فعلا خداحافظ |+| نوشته شده توسط زهرا (م) در یکشنبه 1385/11/08 و ساعت 1:13 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() در مدرسه ی منظومه ی خرد تحصیل می کنم . علاقه ی بسیاری به فیزیک ، نجوم ، فلسفه ، هندسه ، جامعه شناسی ، روانشناسی و البته ادبیات دارم . این جا مکانی است که من می توانم بادیگران مشورت کنم ، موضوعاتی را در میان بگذارم ، نطرسنجی کنم ، به چیز های جدید پی ببرم و یا درد دل کنم . اگر کسی بخواهد در اینجا مطلبی به نمایش بگذارد ، باید ٌصادق و رک باشد و به کسی توهین نکند .در غیر این صورت مطلبش در این مکان نمایش داده نخواهد شد .( عکس بالا : ژان دارک هنگام تاجگذاری شارل هفتم، نقاشی شده توسط: ژان آگوست دومینیک اینجرس (۱۸۵۴). )
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
هفته سوم خرداد 1387هفته چهارم مهر 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته چهارم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 آرشيو موضوعی
جامعه و کشوردنیای زیبای نجوم و خاطراتش ادبی و کتاب خوانی خاطرات علمی عمومی خبر پيوندها
گلزار ادب( وبلاگ بهترین معلم دنیا )باغ به باغ _ باغ آقای نوروزی بهترین خبرگذاری نجومی فارسی آسمان ایرانی _ یه وبلاگ نجومی خوب وبلاگ آقای ناظمی مجله نجوم دنیای دخترک _ یه دنیای زیبا وبلاگ یه دوست فعال وبلاگ یه دوست باحال یه وبلاگ میهن دوستانه ! تیشتر _ یه وبلاگ پویا و جالب وبلاگ idss سایت زنان ایران ستاره ي خاموش هيچكس ! آدم اينجا تنهاست (وبلاگ مريم اخياني) خوش به حال گياهان كه عاشق نورند ! _وبلاگ رنگ زندگي (اگه غمگينيد مي تونه بهتون انرژي بده !!) جواهري درقصر *يانگوم* دوستي نيز گلي است (وبلاگ مريم و مليكا) قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |